خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را به جهان جز غم تو یار نباشدجز جستن وصل تو مرا کار نباشد
۲
از گلشن وصل تو من خسته جگر رادر پای دلم جز اثر خار نباشد
۳
چون سرو روان گر گذری پیش من آریدر پای تو جز جان من ایثار نباشد
۴
دانی به چه شرط این بتوان کرد که آن دمدر مجلس ما صحبت اغیار نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳