شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۶۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون دیده‌ام به هجر رخت پر ز خون بُوَدما را اگر دمی بنوازی تو چون بود
۲
مسکین دل ضعیف من ای نور دیدگانبا درد اشتیاق تو عضوی زبون بود
۳
گفتم مگر شبی بنوازی مرا به لطفنگذاردم که بخت بدم رهنمون بود
۴
گشتم یقین و طالع خویش آزموده‌امبختم همیشه چون سر زلفت نگون بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth