خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآیدافلاک در هم افتد خورشید بر سر آید
۲
آخر چه طاقت آرد اندر دو کون هرگزتا با فروغ رویت اندر برابر آید
۳
یارب چه آفتابی کانجا که پرتو توستهم وَهم تیره گردد هم فهم ابتر آید
۴
جای چه وَهم و فهم است کهاندر حوالی تونه روح لایق افتد نه عقل درخَور آید
صفحهٔ ۱ از ۲