شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۶۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز ابر بر رخ ماهم نقاب خوش نبودز دیده بر رخ جانم شراب خوش نبود
۲
تو تا به چند جگر خوردنت بود عادتمخور که از جگر ما کباب خوش نبود
۳
مپوش روی چو خورشیدِ خویشتن به نقابکه با رخ چو خورت ماهتاب خوش نبود
۴
رخت گلست و خوی عارض تو همچو گلاببه روی چون گل تو جز گلاب خوش نبود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth