خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گمان مبر که دلم از سر وفا برودوگر ز دوست به این خسته دل جفا برود
۲
بجز صبا ره رفتن به کوی دوست که راستمگر برای دل خستهام صبا برود
۳
زمین ببوسد و از من بگویدش جاناروا مدار که چندین جفا به ما برود
۴
مریض عشق تواَم چون طبیب درد منیچرا ز پیش تو رنجور بی دوا برود
صفحهٔ ۱ از ۳