خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه چاره چون که دل از وی به کام دل نرسیدزلال لعل لب او به کام دل نچکید
۲
به کام دل نرسیدم شبی به دولت وصلز درد روز فراق تو جان به لب برسید
۳
منه تو بار گران بیش از این به شخص ضعیفستمگرا که از آن پشت طاقتم بخمید
۴
به حال زار غریبی نزار رحمت کنکه جان بداد به هجران و روی دوست ندید
صفحهٔ ۱ از ۳