خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدارچو زلف خویش دلم بیش ازین شکسته مدار
۲
چو ما ز سحر دو چشم خوش تو مست شدیمبیا که از می لعل تو بشکنیم خمار
۳
صبا گرت گذر افتد به کوی یار بگویکه در فراق تو تا کی کشد دل من بار
۴
تویی که بر من بیچارهات نباشد مهرمنم که بی تو ندارم به هیچ گونه قرار
صفحهٔ ۱ از ۳