شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشق گل کی خورد غم از سلحداران خارخاصّه آن کس کش نباشد بی رخت صبر و قرار
۲
از چه رو آخر برآشفته‌ست با ما زلف تواز سر شوریدگی جانا بسان روزگار
۳
خاک راه او شدم دادم به دست باد هجرآتشی در جان ما زد زان دو لعل آبدار
۴
یا بکش تنگم به بر چون تنگ شکّر دلبرایا بکش در پای هجر دوست جور از ما بدار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth