شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبا برو ز بر من به سوی آن دلداربپرسش از من مسکین خسته دل بسیار
۲
مپیچ در سر زلفین عنبرآسایشنسیم آن ز سر زلف خود به باد بیار
۳
بگو که بر منِ آشفته حال رحمت کنکه شد به تیغ فراق تو خاطرم افگار
۴
ز خورد و خواب برآمد دلم به هجرانتترحّمی بکن آخر به دیدهٔ خونبار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth