شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای صبحدم نسیم سر زلف تو بیاریا از من غریب پیامی ببر به یار
۲
از من بگویش ای بت نامهربان شوخکشتی مرا به وعده وصل و به انتظار
۳
تا کی کشی چنین تو سر از ما چو سرو نازتا کی به جست و جوی تو گردم به هر دیار
۴
از بادهٔ فراق تو سرمست بوده‌امبوسی بده ز لعل تو تا بشکنم خمار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth