خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جهان غیر تو ای دوست ندارم دلبرکه تو را گفت که بیهوده ز یاران دل بر
۲
چون ببردی دل و جان از من بیچاره کنونمرهمی نه ز وصالت به دل ما دلبر
۳
نسبت قدّ تو با سرو کنم یعنی چهکه ورا پای ز چوبست و درختی بی بر
۴
در شب ظلمت هجران تو سرگشته شدمباز هم بوی سر زلف تو گشتم رهبر
صفحهٔ ۱ از ۲