خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان را نیست در کویت نظامی این بترصبح هجران تو را خود نیست شامی این بتر
۲
ای بسا زهر هلاهل کز غمت نوشیدهامشربت وصلت نخوردم نیم جامی این بتر
۳
کام جانم تلخ گشت از شربت هجران تودل ز وصلت کی رسید آخر به کامی این بتر
۴
مرغ جانم را نشیمن شَست زلفین تو بودنیست آرامَش کنون در هیچ دامی این بتر
صفحهٔ ۱ از ۳