خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر نظری کن به من ای سرو روان بازهرچند که آید همه از سرو روان ناز
۲
سرگشته چو ماییم خروشان ز فراقتدر گوش تو خواهیم که گوییم همه راز
۳
قدّ تو بلندست و مرا دسترسی نیستگویی تو که با ناله و با گریه همی ساز
۴
خورشید جهانتابی و من ذرّه مهرتاز بهر خدا سایهٔ لطفی به من انداز
صفحهٔ ۱ از ۲