خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هست چون زلف بتانم هوس عمر درازتا دمی درد دل خویش بگویم به تو باز
۲
سر به گوش تو نهم حال جهان عرضه دهمتا نظر بر من بیچاره کنی از سر ناز
۳
سرّ عشق تو نخواهم که بگویم با کسخاصه با باد صبا کاو نبود محرم راز
۴
دور وصل تو چو عمرست شتابان چه کنمچند نالم ز غم عشق تو شبهای دراز
صفحهٔ ۱ از ۳