شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در باغ خرامید شبی آن بت مهوشبا غمزهٔ چون ناوک و ابروی کمانکش
۲
با قدّ چو سرو چمن و ساعد سیمینبا تیغ جفا دلبر و از می شده سرخَوش
۳
گفتا بزنم تیغ جفا بر تو و گفتمروزیش همین است ز تو جان بلاکش
۴
گفتا که صبوری ز رخم کن دو سه روزیگفتم که صبوری نتوان کرد بر آتش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth