شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند ز دیده خون دل بر رخ جان چکانمشچند فغان ز عشق تو تا به فلک رسانمش
۲
آتش اشتیاق تو شعله زند درون جانهر دم از آب دیدگان باز فرونشانمش
۳
ای تو چو سرو جان ما در چمن جهان خرامتا سر و جان به پای تو همچو درم فشانمش
۴
راست بگو که چون قلم در صفت جمال تومردم دیده در جهان چند به سر دوانمش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth