شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه ازین شب که نیست پایانشوای دردی که نیست درمانش
۲
چون به دستم نمی‌فتد چه کنمشبکی شمعی از شبستانش
۳
در دماغ دلم نمی‌آیدنکهتی گل دمی ز بستانش
۴
می‌زنم همچو بلبل سرمستنالهٔ شوق در گلستانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth