شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشست درد که باشد امید درمانشخوشا سری که نباشد به عشق سامانش
۲
وصال کعبه مقصود اگر طلب داریقدم مزن که نباشد حد بیابانش
۳
دلم رسید به جان و به جان رسید دلمبه غیر شربت وصل تو نیست درمانش
۴
صبا ببین که چه بدمهر دلبری دارمبگو که شرم نیامد ز عهد و پیمانش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth