شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مراست درد فراقی که نیست درمانششبیست شدّت هجران که نیست پایانش
۲
مرا سریست و فدای تو کرده‌ام چه کنمکه از بلای فراق تو نیست سامانش
۳
عظیم دور فتاده‌ست کعبهٔ مقصودکه نیست در همه عالم حد بیابانش
۴
ببین که مشکل ما حل نمی‌شود باریاز آن سبب شب هجران ما شد آسانش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth