خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رخت همچو صبح و زلف چو شامنیست بی روی تو مرا آرام
۲
سرو نازا گذر کن اندر باغتا کنم پیش قامت تو قیام
۳
راست گفتم به سرو بستانیلاف بالا شدهست بر تو حرام
۴
با وجود قدش تو را نرسدسرکشی ای بلند بی هندام
صفحهٔ ۱ از ۳