شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قرار برد ز دل زلف بی‌قرار توامنظر به حال جهان کن که بی‌قرار توام
۲
ز تشنگی به لب آمد عزیز جان چه کنمکه در فراق لب لعل آبدار توام
۳
اگر چو سرو روان سر کشی ز ما چه عجباز آن که در ره عشق تو خاکسار توام
۴
ز جور دشمنم ای دوست جان رسید به لببه غور من برس ای جان چو دوستدار توام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth