شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل به غم تو بسته‌ام و از همه خلق رسته‌امچون سر زلف خویشتن چند کنی شکسته‌ام
۲
یاد من آر از کرم زآنکه به یاد وصل توشاد نگشت خاطرم تا به غمت نشسته‌ام
۳
تا به غمت نشسته‌ام ای بت دلربای منرشته مهر و دوستی از همه کس گسسته‌ام
۴
گر ز کمان ابروان تیر جفا گشاده‌ایدیده گشاده بر رخت دل به جفات بسته‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth