خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عقل را در رهت قدم برسیدهر چه بودش ز بیش و کم برسید
۲
قصهٔ تو همی نبشت دلمچون به سر مینشد قلم برسید
۳
دلم از بس که خون بخورد از اودر همه کاینات غم برسید
۴
بیتو از بس که چشم من بگریستدر دو چشمم ز گریه نم برسید
صفحهٔ ۱ از ۲