خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هنوز از بادهٔ وصل تو مستمکه میگیرد به جامی باز دستم
۲
چو چشم ناتوانت ناتوانمچو لعل مِیْ پرستت میپرستم
۳
ز باد صبحدم هر دم پیامیبه نزد یار مشکین مو فرستم
۴
که از بوی سر زلفت نگارابه سان آهوی تاتار هستم
صفحهٔ ۱ از ۲