شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من امشب با سر زلفش سر و کاری عجب دارماگر دستم بود بر وی ز شَستش دست نگذارم
۲
توی فارغ نمی‌دانم ز حال من چرا باریمن بیچاره در هجران ز دیده خون دل بارم
۳
چو صد بارم بیازردی به تیغ هجر خونخواریچه باشد گر به وصل خویش بنوازی تو یک بارم
۴
مرا صد بار بر دل هست از این ایام نافرجامتواَش ای نازنین بر دل منه هجران به سر بارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth