شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا ای سرو ناز من روان تا در برت گیرمگهی دست تو را گیرم گهی در پای تو میرم
۲
اگر کامم به ناکامی رسانی از شب وصلمبه روز حشر برخیزم به حسرت دامنت گیرم
۳
طبیب من چو دردم دید در دم گفت بیچارهدوای تو نمی‌دانم چو رفت از دست تدبیرم
۴
جوابش ای دل دانا من نادان چنین دانمکه در پای دل شیدا ز زلف اوست زنجیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth