شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صد ازین جور و جفا گر ز برای تو کشمهمچنان سر همه در پای رضای تو کشم
۲
بس غم و درد که از جور تو بر جان منستاین همه درد به امّید دوای تو کشم
۳
تو جفا بر من بیچاره روا می داریتا کی این بار ستمها ز جفای تو کشم
۴
یک نفس بیش مرا نیست زمانی سوی مابگذر ای دوست که این لاشه به پای تو کشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth