شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز سوز عشق رخت آتشیست در جانمکه جز وصال تواَش چاره‌ای نمی‌دانم
۲
به بوستان وصالت چو بلبلی مستمولی ز شوق جمالت هزار دستانم
۳
اگر تو شوق من و حسن خود نمی‌دانیبه جان تو که من اخلاص خویش می‌دانم
۴
اگرچه هست شکستی تو را ز صحبت مامن از وصال تو زین بیش صبر نتوانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth