خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جمال رخ تو حیرانمدر دو زلف تو دل پریشانم
۲
چون نشستی درون دیدهٔ ماگوهر اشک بر تو افشانم
۳
تو طبیب دل منی به جهاناز تو باشد دوای درمانم
۴
خود ز لعلت دوای من نکنیلاجرم من به درد درمانم
صفحهٔ ۱ از ۴