شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من راز غم عشق تو گفتن نتوانمدرّیست گرانمایه و سفتن نتوانم
۲
داری خبر از حال من خسته که شبهاستکز دست غم هجر تو خفتن نتوانم
۳
من غنچهٔ شوقم به تن باغ ارادتبی باد هوای تو شکفتن نتوانم
۴
بردی دل و در پاش فکندی و دریغاکز دست تو دل باز گرفتن نتوانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth