خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمریست تا چو پرگار سرگشته در جهانمدر حسرت جمالت هر سو به سر دوانم
۲
هرچند ناتوانم در درد روز هجرانجان میدهم به عشقت چندان که میتوانم
۳
از هجر در ملالم وز درد چند نالمبفکن نظر به حالم چون زار و ناتوانم
۴
بازآی و بر دل من رحمی بکن نگاراکاندر فراق رویت بر لب رسید جانم
صفحهٔ ۱ از ۲