شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من دیده با خیال تو بر هم نمی‌زنمبی یاد روح بخش تو یک دم نمی‌زنم
۲
تا چند خون دل خورم اندر فراق تویک دم نفس به عشق تو بی دم نمی‌زنم
۳
با آنکه خسته‌ای دل ما را به تیغ هجرای نور دیده ناله ز دردم نمی‌زنم
۴
از غم به جان رسید دل مستمند منآخر ببین که یک دم بی غم نمی‌زنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth