خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم که عهد یار جفاجوی بشکنمیاد وصالش آمد و بگرفت دامنم
۲
از مهر روی خوب تو چون ذرّه ز آفتابسرگشته در هوای تو ای دلستان منم
۳
سر درنیاورم به بهشت برین و حورچون گشت خاک کوی تو جانا نشیمنم
۴
آن ماه دلستان ز سر عجب و ناز گفتاو خوشه چین چرا شده آخر ز خرمنم
صفحهٔ ۱ از ۲