شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتش عشق تو دلم، کرد کباب ای پسرزیر و زبر شدم ز تو، چیست صواب ای پسر
۲
چون من خسته دل ز تو، زیر و زبر بمانده‌امزیر و زبر چه می‌کنی، زلف بتاب ای پسر
۳
تا که بدید چشم من، چهرهٔ جانفزای توساخته‌ام ز خون دل، چهره خضاب ای پسر
۴
جان من از جهان غم، سوخته شد به جان توجام بیار و درفکن، بادهٔ ناب ای پسر
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth