خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما ندانیم که کِشتی غمت را رانیمنام تو ورد زبانست و ز جانت خوانیم
۲
گرچه ملّاح جهانیم به دریای غمتچون وزد باد جفای تو به جان درمانیم
۳
سر و سامان نبوَد مردم سودازده رادر غم عشق تو زان بی سر و بی سامانیم
۴
وعده وصل همی داد مرا دلبر و بازصبر فرمود مرا از وی اگر بتوانیم
صفحهٔ ۱ از ۲