شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون تو طبیب دردی درد تو با که گویمدرمان درد دوری ای دلبر از که جویم
۲
آبم ببرد عشقت بر باد داد عمرماز آتش فراقت کمتر ز خاک کویم
۳
از تاب زلف پُر چین چوگان مزن خدا راکاندر فراق رویت سرگشته‌تر ز گویم
۴
در بوستان وصلت ای جان من چو بلبلبر روی چون گل تو آشفته همچو مویم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth