خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از درد منال ای دل چون نیست تو را درمانهر درد بود در دل درد تو بود بر جان
۲
هستی تو طبیب دل با کس نتوانم گفتتو جانی و جان از دل چون درد کند پنهان
۳
یا چاره دردم کن از وصل شبی جانایا دست به خونم کن وز درد مرا برهان
۴
هرچند بود مشکل دردی که دوایش نیستاین درد من مسکین پیش تو بود آسان
صفحهٔ ۱ از ۲