خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صبا نیست به عالم چو قدش سرو روانتو برو وز من خاکیش سلامی برسان
۲
چون سلامش برسانی ز من خسته بگوکه مرا از غم ایام فراقت برهان
۳
یا رب آن شب چه شبی باشد و آن روز چه روزکه درآید ز در بخت من آن سرو روان
۴
آفتابست رخ روشن جان پرور توتا به کی ذرّه صفت از تو شوم سرگردان
صفحهٔ ۱ از ۳