شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۱۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به باغ شد دل من صبحدم به گل چیدنمراد من بود از گل جمال او دیدن
۲
گرفته دست نگاری به دست در بستانبه ذوق در چمن و لاله زار گردیدن
۳
چه خوش بود سر زلفین پیچ در پیچشبه گاه بوسه ربودن به دست پیچیدن
۴
ز سرو قامت رعنای او به وقت کنارهزار درد توان از میان او چیدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth