خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دستت ای قلم من خواهم به جان رسیدناز تو زبان درازی وَز من زبان بریدن
۲
تا کی چنین نمایی حال دلم به تحریروز ماجرای عشقش این سرزنش شنیدن
۳
پیوند مهرم از دل بشکست عهد لیکنما را ز جان شیرین مشکل توان بریدن
۴
در پای جان فروشد صد خار هجر و دستمیک گل نمیتواند از باغ وصل چیدن
صفحهٔ ۱ از ۳