خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نگارین! زلف شب رنگت به گل پرچین مکنابروان چون هلالت را به مه پرچین مکن
۲
صورت خود را چو میبینی، ببین در آینهلیکن ای جان، طعنهها بر لعبتانِ چین مکن
۳
گر تو دعوی میکنی شطرنج عشقش باختنگرچه لجلاجی دلا، این عرصه را پرچین مکن
۴
جانم از هجرت به جان آمد ز روی مردمیحسبتاً لله جفا بر بیدلان چندین مکن
صفحهٔ ۱ از ۳