خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به بالا سرو نازی ای به رخ همچون سمنعاشقان مشتاقت از جان میل کن سوی چمن
۲
تا فرو ریزد گل از بار از احیای روی توتا نشیند از خجالت سرو بر خاک دمن
۳
گر به بستان بگذری یک دم به طرف جویباراز حیای قدّت افتد لرزه اندر نارون
۴
نرگس ار چشم تو بیند سر به بالا کی کندگر دهانت باز بیند غنچه نگشاید دهن
صفحهٔ ۱ از ۴