شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تودر غم عشقت دل تنگم نباشد مرد تو
۲
گفته بودم جان شیرین را که در کارت کنمچون بدیدم این محقّر نیست اندر خورد تو
۳
درد بر دردم به دل تا کی کنی از روز هجرای عزیز من بگو تا کی ببینم درد تو
۴
بیش ازین از تیغ هجرانم میازار ای نگاردر جهان آخر بگو تا کیست هم‌آورد تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth