شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانم به لب رسید ز جور و جفای توتا کی کشم ملامت هر کس برای تو
۲
چندان که می‌کشم ز جفای تو جورهااز دل به در نمی‌رود ای جان وفای تو
۳
جانا به خون جان منت گر رضا بودجان را چه وقع است مقدّم رضای تو
۴
گفتم به دل که ای دل بیچاره چاره چیستبالای همچو سرو روان شد بلای تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth