خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوزبا من بساز و جانم ازین بیشتر مسوز
۲
هر روز تا به شب چو ز عشق تو سوختمهر شب چو شمع زار مرا تا سحر مسوز
۳
مرغ توام به دست خودم دانهای فرستزین بیش در هوای خودم بال و پر مسوز
۴
چون آرزوی وصل توام خشک و تر بسوختدر آتش فراق، خودم خشک و تر مسوز
صفحهٔ ۱ از ۲