خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمر رفت و تو منی داری هنوزراه بر ناایمنی داری هنوز
۲
زخم کاید بر منی آید همهتا تو میرنجی منی داری هنوز
۳
صد منی میزاید از تو هر نفسوی عجب آبستنی داری هنوز
۴
پیر گشتی و بسی کردی سلوکطبع رند گلخنی داری هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳