شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنفشه چون سر زلف بتان سر افکندهبه پیش زلف تو نرگس ز جان شده بنده
۲
نیازمند وصال تواَم مرا بنوازکه نیست بنده مسکین به هجرت ارزنده
۳
به جان تو که ازین بیشتر به درد فراقدلم مکن چو سر زلف خود پراکنده
۴
گرم شبی بنوازی به وصل جان پرورلب جهان کنم از وصل دوست پُر خنده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth