شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو را لبیست نگارا چو غنچه پُر خندهمرا سریست چو نرگس به پیش افکنده
۲
نقاب از رخ خود برگشا که تا خورشیدشود ز تاب رخ روشن تو شرمنده
۳
تنت ز درد مصون باد و دل ز غم آزادکه نیست ذات شریفت به این دو ارزنده
۴
منت ز جان شده‌ام بنده و خداونداننظر ز روی عنایت کنند بر بنده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth