شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فریاد ز جور این زمانهوز دست جفای آن یگانه
۲
خون دل من ز هجر رویتگشته‌ست ز دیده‌ام روانه
۳
مخمور فراق بامدادانمستست ز بادهٔ شبانه
۴
فریاد که آتش فراقشهر لحظه همی زند زبانه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth