شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن چه زلفست آن که باز از قهر تابش داده‌ایوآن چه نرگس‌های مستست آن که خوابش داده‌ای
۲
این چه پیکانست بر جانم بگو زآن غمزه‌هاگوییا از بی‌وفایی زهر نابش داده‌ای
۳
دیده بگشادم که تا بینم جمال آفتابای دو چشم من چرا بر رخ نقابش داده‌ای
۴
زان لبِ چو نوشدارو هر دو چشم پُر خماراز دل مجروح من گویی کبابش داده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth